تبليغاتX
نسیمی از بهشت
کنون که می دمد از باغ نسیم بهشت ××××× من و شراب فرح بخش و یار حور سرشت

 به نام او

شیوانا و شاگردانش از مقابل مزرعه ای می گذشتند ، یکی از شاگردان شیوانا با تمسخر خطاب به بقیه گفت : « در این مزرعه مردی زندگی می کند که می گوید به وجود خالق کائنات و خداوند عالم کاملا معتقد است و اثبات وجود خدا را هر لحظه به کمال ، مقابل خود می بیند. این مزرعه دار مدعی است که اثبات وجود آفریدگار هستی را هر روز مقابل چشمانش می بیند ، آیا مسخره نیست ؟!!! »  .

همهمه ای بین شاگردان شیوانا درگرفت و همگی اظهار علاقه کردند که مرد مزرعه دار را از نزدیک ببینند . شیوانا پذیرفت و مسیر خود را به سمت کلبه مزرعه دار کج کرد . وقتی نزدیک کلبه رسیدند دیدند که مزرعه دار روی زمین نشسته و مشغول تعمیر و تیز کردن چند تبر است .

او تا شاگردان شیوانا را دید از آنها خواست تا به او کمک کرده ، کنده ها و چوب های مقابل کلبه را با تبر های تیز شده به تکه های کوچک تقسیم کنند ، تا او بتواند با آنها هم کلام شود . شاگردان شیوانا هم پذیرفتند و هیزم ها را در عرض چند ساعت خرد کردند و در انبار قرار دادند . وقتی همه شاگردان کنار کلبه روی زمین نشستند تا استراحتی کنند و به حرف های مزرعه دار گوش کنند ، مزرعه دار شروع به صحبت کرد و گفت : « شیوانا دلیل آمدن شما به اینجا را برایم گفت . قبل از اینکه سروکله شما پیدا شود من به واسطه بیماری و ضعف نمی توانستم تنه درختان را خرد کنم ، انبار هم خالی شده بود و زمستان هم نزدیک بود . صبح که از خواب برخاستم دیدم تنها کاری که از من بر می آید تیز کردن اره ها  و آماده سازی آنهاست . وقتی آخرین اره را آماده کردم سر و کله شما با این تعداد زیاد پیدا شد و شما کاری را که برای من هفته ها طول می کشید ، در نصف روز انجام دادید . اگر این تصادف و خوش شانسی اثبات وجود خدا نیست ، پس من نمی دانم اثبات دیگر چه چیز می تواند باشد ؟!!! » .

شاگردان مات و مبهوت به شیوانا خیره شدند و از او توضیح خواستند . شیوانا شانه هایش را یالا انداخت و گفت : « اگر بتوانید جوابی برای سؤال مزرعه دار پیدا کنید دیگر سؤالی برای پرسیدن از من نخواهید داشت !!»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:38  توسط نسیم | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

واقعا هرچی پیش میره بیشتر می فهمم زیباتر از کلام خدا هیچ کلامی نیست

کتاب قران در زندگی نوشته هادی نگارش کتاب خیلی جالبیه در واقع کاربرد آیات قران در زندگی روزمره رو بیان می کنه که 5 جلده البته من خودم هنوز جلد اولم ...

مثلا چند نمونه ضرب المثل که از آیات قران گرفته شده :

رجماً بالغیب  -( کهف  22 ) - تیر در تاریکی رها کردن

و عضوا علیکم الانامل من الغیظ ( آل عمران 119 ) – انگشت حسرت به دندان گرفتن

انما النجوی من الشیطان ( مجادله 10 ) – در گوشی کار شیطونه

لا تاتینکم الا بغتة ً( اعراف 187 ) – مثل عجل معلق ظاهر میشه

افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض ( بقره 85 ) – یک بام و دو هوا زیستن

لنا اعملنا و لکم اعمالکم ( بقره 139 ) – عیسی به دین خودش موسی به دین خودش

 

                     

 

چند وقت پیش یکی از دوستان یه پی ام برام گذاشته بود که وجود چشمه ها دلیلی بر رد نامهربونی سنگه ( نمی دونم یه همچین چیزایی ) بعد تو قران به این آیه برخورد کردم :

 

و ان من الحجارة لما یتفجر منه الانهار و ان منها لما یشقق فیخرج منه الماء و ان منها لما یهبط من خشیة الله ( بقره 74 ) 

داشتم اینا رو می نوشتم یاد یکی از استادامون( استاد آمار ) افتادم که جلسه آخر پای تخته نوشت :

 

« از خیر و شر هر حادثه تنها اوست که با احتمال یک خبر دارد .»

 

بعد گفت این جمله اونا یاد این آیه از قران میندازه :

 

عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیرٌ لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شرٌ لکم  ( بقره 216 )

 

خدایا خودت کمک کن فقط خواننده و شنونده کلامت نباشیم ،  جزء عمل کننده ها باشیم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:20  توسط نسیم | 

خداوندا !

 

به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم

 

شجاعتی ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم

 

بینشی  ده تا بدانم تفاوت آن دو را

 

تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

 


 

کار تجسم عشق است ولیکن شما را اگر توان آن نباشد که کار خود را به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبودی نشینید و از آنان که به شادی تلاش کنند صدقه ستانید .

 

جبران خلیل جبران

 

 

شمع            

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:12  توسط نسیم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
همه می توانند در جهت جریان آب حرکت کنند چه بخواهند و چه نخواهند . پس کاری را طلب کن که فقط آنکه بخواهد بتواند انجام دهد .



زهد گران که شاهد و ساغر نمی خرند
در حلقه چمن به نسیـــــــــم بهار بخش

نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پیوندها
طلبه ای طالب یار
باران مسیحا
یاحنان
عشق و آرزو
مجنون صفت
خادم الحسین
شوق پرواز
نگین
مرجان آسمانی
زیباترین شکیب
سالک
فریاد خاموش
تشنه معرفت
آب - آئینه
دسته گل
و در آن سوی این چشم انتظاری ها
بنده عاصی
دفترچه خاطرات برسا
پیدای پنهان
سجاد رحیمی مدیسه
مرکز فرهنگی شهید آوینی
حاج آقا مسئلةٌ
دست نوشته های گمشده
شـــــــــــور حسینــــــــــی
عشـــق و زنــــــــــــــدگی
.: چهارده صيغه ي عشق :.
یگــانه زهـرا بهشتی
راجر فدرر
بشنو از نی
" رخ اندیشه "
بوسه گاه سمینوف
عشق و ریاضیات
ساز باران
یار جکیگوری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان