تبليغاتX
نسیمی از بهشت
کنون که می دمد از باغ نسیم بهشت ××××× من و شراب فرح بخش و یار حور سرشت

گفته شد یکی از یاران پرهیزکار امام به نام همّام گفت : ای امیر مؤمنان پرهیزکاران را برای من آنچنان وصف کن که گویا آنها را با چشم می نگرم . امام علیه السلام در پاسخ او درنگی کرد و فرمود « ای همّام ! از خدا بترس و نیکوکار باش که خدا با پرهیزکاران و نیکوکاران است » اما همّام دست بردار نبود و اصرار ورزید ، تا آنکه امام علیه السلام تصمیم گرفت صفات پرهیزکاران را بیان فرماید . پس خدای را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبرش درود فرستاد و فرمود :

سیمای پرهیزکاران

پس از ستایش پروردگار ! همانا خداوند سبحان پدیده ها را در حالی آفرید که از اطاعتشان بی نیاز  و از نافرمانی آنان در امان بود   زیرا نه معصیت گناهکاران به خدا زیانی می رساند و نه اطاعت مؤمنان برای او سودی دارد ، روزی بندگان را تقسیم و هرکدام را در جایگاه خویش قرار داد .

اما پرهیزکاران ! در دنیا دارای فضیلت های برترند ، سخنانشان راست ، پوشش آنان میانه روی و راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است ، چشمان خود را بر آنچه حرام کرده می پوشانند و گوش های خود را وقف دانش سودمند کرده اند  و در روزگار سختی و گشایش حالشان یکسان است و اگر نبود مرگی که خدا بر آنان مقدر فرموده روح آنان حتی به اندازه بر هم زدن چشم در بدن قرار نمی گرفت ، از شوق دیدار بهشت و از ترس عذاب جهنم .

خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند ، بهشت برای آنان چنان است که گویی آن را دیده و در نعمت های آن به سر می برند و جهنم را چنان باور دارتد که گویی آن را دیده و در عذابش گرفتارند .

دلهای پرهیزکاران اندوهگین ،و مردم از آزارشان در امان تن هایشان لاغر و درخواست هایشان اندک و نفسشان عفیف و دامنشان پاک است .

در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را بدست آوردند ؛ تجارتی پر سود که پروردگارشان فراهم فرموده دنیا می خواست آنها را بفریبد اما عزم دنیا نکردند ، می خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان خود را آزاد ساختند.

شب پرهیزکاران

پرهیزکاران در شب برپا ایستاده مشغول نمازند ، قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه می خوانند ، با قران جان خود را محزون و داروی درد خود را می یابند .

وقتی به آیه ای برسند که تشویق در آن است با شوق و طمع بهشت به آنها روی آورند و با جان پر شوق در آن خیره شوند و گمان می برند که نعمتهای بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد .

و هرگاه به آیه ای میرسند که ترس از خدا در آن باشد گوش دل  می سپارند و گویا صدای برهم خوردن شعله های آتش در گوششان طنین افکن است  ، پس قامت به شکل رکوع خم کرده پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده و از خدا آزادی خود را از آتش جهنم می طلبند .

روز پرهیزکاران

پرهیزکاران در روز دانشمندانی بردبار و نیکوکارانی با تقوا هستند که ترس الهی آنان را چونان تیر تراشیده لاغر کرده است ، کسی که به آنها می نگرد می پندارد که بیمارند اما آنان را بیماری نیست و می گوید مردم در اشتباهند ! در صورتیکه آشفتگی ظاهرشان نشان از امری بزرگ است از اعمال اندک خود خوشنود نیستند و اعمال زیاد خود را بسیار نمی شمارند .

نفس خود را متهم می کنند و از کردار خود ترسناکند.

هرگاه یکی از آنان را بستایند از آنچه در تعریف او گفته شد در هراس افتاده می گوید :« من خودرا از دیگران بهتر می شناسم و خدای من مرا بهتر از من می شناسد ، بار خدایا ، مرا بر آنچه می گویند محاکمه نفرما و بهتر از آن قرارم ده که می گویند و گناهانی که نمی دانند بیامرز!»  

نشانه های پرهیزکاران

و از نشانه های یکی از پرهیزکاران این است که او را اینگونه می بینی : در دینداری نیرومند ، نرمخو و دوراندیش است ، دارای ایمانی پر از یقین ، حریص در کسب دانش ، با داشتن علم بردبار ، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن ، در تهیدستی آراسته ، در سختی ها بردبار ، در جستجوی کسب حلال ، در راه هدایت  شادمان و پرهیزکننده از طمع ورزی می باشد .

اعمال نیکو انجام می دهد و ترسان است ، روز را به شب می رساند با سپاسگزاری و شب را به روز می آورد با یاد خدا شب می خوابد اما ترسان و برمیخیزد شادمان ، ترس برای اینکه دچار غفلت نشود و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است .

اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد ، از آنچه دوست دارد محرومش می کند .

روشنی چشم پرهیزکار در چیزی قرار دارد که جاودانه است و آن را ترک می کند که پایدار نیست بردباری را با علم و سخن را با عمل در می آمیزد .

پرهیزکار را می بینی که : آرزویش نزدیک ، لغزش هایش اندک ، قلبش فروتن ، نفسش قانع ، خوراکش کم ، کارش آسان ، دینش حفظ شده ، شهوتش در حرام مرده و خشمش فروخورده است. مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند .

اگر در جمع بیخبران باشد نامش در گروه یادآوران خدا ثبت می گردد و اگر در یادآوران باشد نامش در گروه بیخبران نوشته نمی شود . ستمکار خود را عفو می کند ، به آنکه محرومش ساخته می بخشد ، به آنکس که با او بریده می پیوندد ، از سخنان زشت دور و گفتارش نرم ، بدی های او پنهان و کار نیکش آشکار است . نیکی های او به همه رسیده ، آزار او به کسی نمی رسد .

در سختی ها آرام و در ناگواریها بردبار و در خوشی ها سپاسگزار است . به آنکه دشمن دارد ستم نکند و نسبت به آنکه دوست دارد به گناه آلوده نشود . پیش از آنکه بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف می کند و آنچه را به او سپرده اند ضایع نمی سازد و آنچه را به او تذکر دادند فراموش نمی کند .

مردم را با لقبهای زشت نمی خواند ، همسایگان را آزار نمی رساند ، در مصیبتهای دیگران شاد نمی شود و در کار ناروا دخالت نمی کند و از محدوده حق خارج نمی شود .

اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی کند و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمی شود و اگر به او ستمی روا دارند صبر می کند تا خدا انتقام او را بگیرد.

نفس او از دستش در زحمت ولی مردم در آسایشند . برای قیامت خود را به زحمت می افکند ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند . دوری او از برخی مردم از روی زهد و پارسایی و نزدیک شدنش با بعضی دیگر از روی مهربانی و نرمی است.

دوری او از تکبر و خودپسندی و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست.

( سخن امام که به اینجا رسید ناگهان همّام ناله ای زد و جان داد . امام علیه السلام فرمود :)

سوگند به خدا من از این پیشامد بر همّام می ترسیدم.

سپس گفت : آیا پند های رسا با آنان که پذیرنده آنند چنین می کند ؟

شخصی رسید و گفت : چرا با تو چنین نکرد ؟ امام (ع) پاسخ داد :

وای بر تو هر عجلی وقت معینی دارد که از آن پیش نیفتد و سبب مشخصی دارد که از آن تجاوز نکند . آرام باش و دیگر چنین سخنانی مگو که شیطان آن را بر زبانت رانده است .

 

خطبه 193 نهج البلاغه ترجه استاد محمد دشتی

 

 


خدایا.........

کمک کن هممون عاقبت به خیر شیم.

 

 

                   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 12:59  توسط نسیم | 

به نام او

 

فقیــــر کوری، بــا گیتی آفرین می گـفت :

کــه ای ز وصف تو الکــن زبان تحسینــم

به نعمتی که مرا داده ای ، هزاران شکـــر

کــه من نه درخورلطف و عطـای چندینــم

خسی گـرفت گـــریبان کور و با وی گفـت

کـه تـا جواب نگــــویی ،  ز پــای ننشینـــم

من ار سپــاس جهان آفریـن کنم ، نه شگفت

کـــه تیزبیــن  و  قوی پنجه تــر ز شاهینـــم

ولی تو کـــوری و ناتنـــدرست و حاجتمنـــد

نـه چـون منی که خداونــد جــاه و تمکینـــم

چه نعمتی است تو را تا به شکر آن کوشی ؟

بـه حیـرت انـدر ، از کار چون تو مسکینـم

بگفت کــور: کـزین به چه نعمتـی خواهی ؟

کـــه روی چـون تو فرومــایه ای نمی بینـم

رهی معیری

 

 

 

 

 

        از همه گلایی که تولدم رو تبریک گفتند تشکر می کنم ، قربون همتون برم .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 12:30  توسط نسیم | 

 

 

  

 

میلاد نبی مکرم اسلام ، محمد مصطفی (ص) و ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت امام جعفر صادق (ع) بر عالمیان و آدمیان تبریک و تهنیت باد .

 

                                

...تا اینکه خدای سبحان برای وفای به عهد خود و کامل گردانیدن دوران نبوت ، حضرت محمد ( که درود خدا بر او باد ) را مبعوث کرد؛یامبری که از همه پیامبران پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود ، نشانه های او شهرت داشت ، و تولدش بر همه مبارک بود ، در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده ، خواسته های گوناگون ، و روش های متفاوت بودند: عده ای خدا رابه پدیده ها تشبیه کرده و گروهی نامهای ارزشمند  خدا را انکار و به بت ها نسبت می دادند و برخی به غیر خدا اشاره می کردند . پس خدای سبحان ، مردم را به وسیله محمد (ص) از گمراهی نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایی بخشید . سپس دیدار خود را برای پیامبر (ص) برگزید و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با کوچ دادن از دنیا گرامی داشت و از گرفتاری ها و مشکلات رهایی بخشید و کریمانه قبض روح کرد ...                  

نهج البلاغه خطبه 1

 

به بهشت در آمدم و دیدم که در نمای آن سه سطر به طلا نوشته بود سطر اول چنین بود :« خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد پیغمبر خداست » . و سطر دوم چنین بود : « آنچه را از پیش فرستادیم یافتیم و آنچه را مصرف کردیم از آن سود بردیم و آنچه را عقب گذاشتیم از دست دادیم » . سطر سوم چنین بود : « امتی گناهکار است و پروردگاری بخشنده .» 

نهج الفصاحه 914

 

دروغ بستن بر من مثل دروغ بستن بر دیگری نیست هرکه به عمد بر من دروغ گیرد در آتش جای گیرد

نهج الفصاحه 905

 

           

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 19:49  توسط نسیم | 

هو الجمیل

خداوندا ، مرا ابزاری در خدمت صلح جهان قرار ده ؛ در هر آنجا که نفرت وجود دارد ، بگذار که من بذر عشق در آن بکارم ؛ در هر آنجا که دلشکستگی هست ، بخشش ؛ در هر آنجا که شکست هست ، ایمان ؛ در هر آنجا که نا امیدی هست ،امید ؛ در هر آنجا که ظلمت هست ، نور ؛ و در هر کجا که غم هست ، بذر شادی بکارم .

ای خداوند بزرگ ؛ به من این نعمت را عطا کن که آنقدر که در پی تسکین دادنم در پی تسکین یافتن نباشم ؛ آنقدر که در پی دوست داشتنم ، در پی محبوب بودن نباشم ؛ آنقدر که در پی درک کردنم ، در پی درک شدن نباشم ؛ زیرا که در دادن است که ما همه چیز دریافت می کنیم و در بخشیدن است که بخشوده می شویم در مرگ است که در زندگی ابدی زاده می شویم .

خداوندا ؛ مرا چراغی کن تا نور تو را به دنیا و در میان تاریکی بتابانم ؛

ما را چون فانوس دریایی ساز که کشتی ها را در میان دریای بیکران و ظلمانی و صخره های تیز ناامیدی رهنما باشیم ؛

استعدادی را که به ما بخشیده ای و برایش تو را سپاس می گوییم در دستان خود بگیر و برای تسخیر قلب مردمان بکار بند ؛

ما را نور و نمک جهان گردان ،چراغی که نور تو را می تاباند و نمکی که عامل فساد را بی اثر می کند ؛

و حرفهای ما را به سکوت تبدیل کن تا روح تو باشد که سخن گوید.

 

سنت فرانسیس آسیس

 

عشق

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 20:40  توسط نسیم | 

به نام او

سلام

فردا سیزده بدره

خوششش بگذره بهتون

 

می دونین سفره هفت سین نماد چیه ؟

 

سنجد  : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت

 

سمنو: نماد خوبي براي زايش گياهي و بارور شدن گياهان

 

سبزه: موجب فراواني و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملي و مذهبي ايرانيان است.

 

سيب سرخ: نمادي است از باروري و زايش

 

سماق  : براي گندزدايي و پاکيزگي

 

سير  : براي گندزدايي و پاکيزگي

 

سرکه  : براي گندزدايي و پاکيزگي

 

قرآن : کتاب مقدس هر آيين

 

تخم مرغ  : از نوع سفيد يا رنگي نمادي است از نطفه و نژاد

 

ماهي سرخ  : ماهي يکي از نمادهاي آناهيتا فرشته آب و باروري است و وجود آن باعث برکت و باروري مي گردد.

 

سکه  : موجب برکت و سرشاري کيسه است

 

نقل: نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت

 

شيريني : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت

 

آجيل: نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت

 

اسپند: در زمانهاي قديم مقدس بوده و در رسم هاي نيايشي بکار برده مي شده.

 


راستی روز دهم فروردین رسمه که آب می پاشن ... یعنی شما به هرکی دم دستتون بود می تونین آب بپاشین

من امسال 10 فروردین فراموش کردم عوضش یازدهم قضاش رو بجا آوردم

البته مطمئن باشین هرقدر بریزین 100 برابر پس می گیرین

آبم که نماد روشناییه پس نگران نباشین

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 21:42  توسط نسیم | 

جمکران

همـه هست آرزویم کــه ببینـم از تـو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟

به کسی جمال خود را ننـموده‌ای و بینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

به ره تو بس‌که نالم، زغم تو بس‌که مویم
شده‌ام ز ناله نایی، شده‌ام ز مویه مویی

همه خوشدل این‌که مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویـی

چه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامی؟
چه شود که کام جوید، زلب تو کام جویی؟

شود این‌که از ترحم، دمی ای سحاب رحمت
مـن خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی؟

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خمّ مـی سلامت، شکند اگـر سبویی

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویی

ز چه شیخ پاکدامن سوی مسجدم بخواند؟
رخ شیخ و سجده‌گاهی، سر ما و خاک کویی

                                    

   آغاز امامت یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود بر عموم شیعیان تبریک وتهنیت باد .

                             

                                                        

                                    اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 21:42  توسط نسیم | 

 مرگ برگ

 

به نام پروردگارآسمانها و زمین

 

سلام عزیزان

امروز بعد از چند وقت رفتم سراغ باغچمون دیدم همه درختا جوونه زدند .

روی درخت انجیر هنوز یه برگ زرد بود ، با اینکه جوونه زده بود ولی اون برگ هنوز بود . بااینکه رمقی براش نمونده بود با تمام توان درخت رو چسبیده بود میگن برگا وقتی از درخت می افتند که فکر می کنند طلا شدند ولی اون هنوز ...

 

                        به قول مامانم تا خدا نخواد حتی یه برگ هم از درخت نمی افته 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 22:4  توسط نسیم | 

 

كشتي در طوفان شكست و غرق شد. فقط دو مرد توانستند به سوي جزيره كوچك بي آب و علفي شنا كنند و نجات يابند .دو نجات يافته ديدند هيچ نميتوانند بكنند،با خود گفتند بهتر است از خدا كمك بخواهيم

دست به دعا شدند .براي اين كه ببينند دعاي كدام بهتر مستجاب مي شود به گوشه اي از جزيره رفتند.
نخست از خدا غذا خواستند .فردا، مرد اول، درختي يافت و ميوه اي برآن، آن را خورد. سرزمين مرد دوم چيزي براي خوردن نداشت. هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا كشتي ديگري غرق شد، زني نجات يافت و به مرد رسيد. در سمت ديگر، مرد دوم هيچكس  را نداشت.
مرد اول از خدا خانه، لباس و غذاي بيشتري خواست، فردا، به صورتي معجزه وار، تمام چيزهايي كه خواسته بود به اورسيد .مرد دوم هنوز هيچ نداشت.
دست آخر مرد اول از خدا كشتي خواست تا او و همسرش را با خود ببرد. فردا كشتي اي آمد و در سمت او لنگرانداخت، مرد خواست بدون مرد دوم، به همراه همسرش از جزيره برود.
پيش خود گفت، مرد ديگر حتما شايستگي نعمت هاي الهي را ندارد، چرا كه در خواستهاي او پاسخ داده نشد پس همين جا بماند بهتر است.
زمان حركت كشتي، ندايي از آسمان پرسيد:چرا همسفر خود را در جزيره رها ميكني؟

پاسخ داد:اين نعمت هايي كه به دست آورده ام همه مال خودم است، همه را خود درخواست كرده ام. درخواستهاي او كه پذيرفته نشد، پس لياقت اين چيزها را ندارد.

ندا، مرد را سرزنش كرد:

اشتباه مي كني. زماني كه تنها خواسته او را اجابت كردم، اين نعمت ها به تو رسيد.

مرد با حيرت پرسيد:

از تو چه خواست كه بايد مديون او باشم؟

 

از من خواست كه تمام خواسته هاي تو را اجابت كنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:52  توسط نسیم | 

يک سقا در هند ، دو کوزه بزرگ داشت که هر کدام از آنها را از يک

 

 سر ميله اي آويزان مي کرد و روي شانه هايش مي گذاشت . در يکي از

 

 کوزه ها شکافي وجود داشت . بنابراين در حالي که کوزه سالم ، هميشه حداکثر

 

 مقدار آب ممکن را از رودخانه به خانه ارباب مي رساند، کوزه شکسته

 

 تنها نصف اين مقدار را حمل مي کرد.

 

براي مدت دو سال ، اين کار هر روز ادامه داشت . سقا فقط

 

 يک کوزه و نيم آب را به خانه ارياب مي رساند. کوزه سالم به موفقيت

 

 خودش افتخار ميکرد. موفقيت در رسيدن به هدفي که به منظور آن ساخته شده بود

 

اما کوزه شکسته بيچاره از نقص خود شرمنده بود و از اينکه تنها مي توانست

 

 نيمي از کار خود را انجام دهد، ناراحت بود. بعد از دوسال روزي در کنار رودخانه ،

 

کوزه شکسته به سقا گفت : « من از خودم شرمنده ام و مي خواهم از تو معذرت خواهي کنم .»

 

 سقا پرسيد : « چه مي گويي؟ از چه چيزي شرمنده هستي ؟» کوزه گفت :

 

در اين دو سال گذشته من تنها توانسته ام نيمي از کاري را که بايد ، انجام دهم .

 

 چون شکافي که در من وجود داشت ، باعث نشتي آب در راه بازگشت به خانه اربابت مي شد

 

به خاطر ترک هاي من ، تو مجبور شدي اين همه تلاش کني ولي باز هم به نتيجه مطلوب نرسيدي

 

سقا دلش براي کوزه شکسته سوخت و با همدردي گفت : از تو مي خواهم در مسير بازگشت

 

 به خانه ارباب ، به گل هاي زيباي کنار راه توجه کني.

 

در حين بالا رفتن از تپه ، کوزه شکسته ، خورشيد را نگاه کرد که چگونه

 

 گل هاي کنار جاده را گرما مي بخشد و اين موضوع ، او را کمي شاد کرد.

 

 اما در پايان راه باز هم احساس ناراحتي مي کرد. چون ديد که باز هم نيمي از

 

 آب نشت کرده است . براي همين دوباره از صاحبش عذرخواهي کرد

 

 سقا گفت : من از شکاف هاي تو خبر داشتم و از آنها استفاده کردم . من در کناره راه ،

 

 گل هايي کاشتم که هر روز وقتي از رودخانه بر مي گشتيم ، تو به آنها آب داده اي .

 

 براي مدت دو سال ، من با اين گل ها ، خانه اربابم را تزئين کرده ام .

 

 بي وجود تو ، خانه ارباب نمي توانست اين قدر زيبا باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 19:16  توسط نسیم | 

به نام بهترین دوست

 

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

گفت کو زنجیرتا تدبیر این مجنون کنم

قامتش را سرو گفتم سرکشید از من به خشم

دوستان از راست می رنجد نگارم چون کنم

نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذوردار

عشوه ای فرمای تا من طبع را موزون کنم

زرد روئی می کشم زان طبع نازک بیگناه

ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم

ای نسیم منزل لیلی خدا را تا به کی

ربع را بر هم زنم اطلال را جیحون کنم

من که ره بردم بگنج حسن بی پایان دوست

صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم

ای مه صاحبقران از بنده حافظ یاد کن

تا دعای دولت آن حسن روزافزون کنم

 


سلام

نمی دونم چی بنویسم ، نمی دونم از کجا شروع کنم ...

این وبلاگ یه عیدیه از طرف برادر ارجمند کیش مهر ( برسایی های گل ایشون رو خوب می شناسند.برای سلامتیشون یه صلوات بفرستین )به جرأت می تونم بگم این بهترین عیدیه که تو تموم عمرم گرفتم ، شعر بالا هم یه عیدیه که حافظ بهم داد .

خدایا توهم بهمون عیدی بده ...بهترین عیدی ظهور مولامونه پس ازمون دریغ مکن...

خدایا بابا مامانم رو به خودت می سپارم ، خواهر برادراما ، دوستاما از من نگیر ...

بهترین چیزها رو نصیبشون کن نمی گم هرچی میخوان بلکه می گم هرچی که صلاحشون دراونه بهشون بده...

 

                                                   

 

به قول سهراب : « روز و شب ها رفت .»

چقدر زود می گذره انگار زمان هم پاش رو گذاشته رو گاز و با سرعت هرچی تموم تر داره می ره ...( کمربندتون رو محکم ببندید .)

         

راستی سال نو رو بهتون تبریک می گم امیدوارم سال خوبی داشته باشین

 

                                                    

 

                                  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 21:3  توسط نسیم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
همه می توانند در جهت جریان آب حرکت کنند چه بخواهند و چه نخواهند . پس کاری را طلب کن که فقط آنکه بخواهد بتواند انجام دهد .



زهد گران که شاهد و ساغر نمی خرند
در حلقه چمن به نسیـــــــــم بهار بخش

نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پیوندها
طلبه ای طالب یار
باران مسیحا
یاحنان
عشق و آرزو
مجنون صفت
خادم الحسین
شوق پرواز
نگین
مرجان آسمانی
زیباترین شکیب
سالک
فریاد خاموش
تشنه معرفت
آب - آئینه
دسته گل
و در آن سوی این چشم انتظاری ها
بنده عاصی
دفترچه خاطرات برسا
پیدای پنهان
سجاد رحیمی مدیسه
مرکز فرهنگی شهید آوینی
حاج آقا مسئلةٌ
دست نوشته های گمشده
شـــــــــــور حسینــــــــــی
عشـــق و زنــــــــــــــدگی
.: چهارده صيغه ي عشق :.
یگــانه زهـرا بهشتی
راجر فدرر
بشنو از نی
" رخ اندیشه "
بوسه گاه سمینوف
عشق و ریاضیات
ساز باران
یار جکیگوری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان